هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ثبت‌نام

دسته بندی: زندگی

اعتیاد به فضای مجازی و راهکاری های مقابله با آن

در این مطلب میخواهیم تاثیرات فضای مجازی مثل اینستاگرام و فیسبوک را در زندگی روزمره مان بررسی کنیم. در مورد ویژگی های مثبت و منفی استفاده از فضای مجازی و اینکه چگونه به آن معتاد می شویم مطالبی رو مرور می کنیم.

سعی می کنم در خلال باور ها و تجربه های خودم به نظر متخصصین حوزه های روانشناسی و کسانی که در این زمینه مطالبی منتشر کرده اند هم بپردازم تا این مقاله هر چه بیشتر مفید و کارا واقع شود.

نحوه برخورد ما با تکنولوژی مهم است!

اعتیاد به فضای مجازیتکنولوژی در واقع یعنی ابزاری که قراره زندگی ما رو راحت تر و بهتر بکنه؛ از جنبه های مختلف از جمله برقراری ارتباط سریعتر و کم کردن محدودیت های روش های سنتی ارتباطی.

در این مقاله قرار نیست به نتیجه برسید کلا از اینترنت و فضای مجازی دست بکشید و به دوران قبل از انقلاب صنعتی برگردید؛ هدف من از نوشتن این مطلب، پرداختن به قسمت های تیره و روش یک موضوع مهم که نقش پر رنگی در زندگی روزمره ما داره است. میخوایم ببینیم چه مقدار و چگونه باید از بستری به نام «فضای مجازی» استفاده بکنیم.

ماهیت فضای مجازی

همانطور که از اسمش پیداست بعد «مجازی» زندگی ما را پوشش می دهد که قاعدتا در آن محیط ما یک جنبه ی دیگر از شخصیت خود را نشان می دهیم.

به عنوان مثال ممکن است فردی که در دنیای واقعی آدم کمرویی است در دنیای مجازی آدم های بیشتری را دنبال کند و به دنبال پر کردن جای خالی بخشی از شخصیت خود باشد.

البته این را هم باید در نظر بگیریم که این فضای به اصطلاح مجازی با فضای واقعی ما در تعامل است و ارتباط این دو «دنیا» را گاها ما متوجه هم نمی شویم. این هم قدرت تکنولوژی در سال قرن بیستم است.

اما پرسش اینجاست که آیا ما روش استفاده صحیح و مثبت از فضای مجازی را آموخته ایم؟ دقیقا همینجاست که اثرات منفی و آسیب های اجتماعی و فردی ناشی از فضای مجازی میتواند توسط یک جرقه در زندگی فرد ایجاد شود. اما راهکار چیست؟ در ادامه مقاله به راهکارهایی برای مدیریت و بهینه سازی استفاده از فضای مجازی هم می پردازیم!

نکات مثبت و منفی فضای مجازی

فضای مجازی و اینترنت هم مثل خیلی چیز های دیگه؛ لزوما سیاه و یا سفید نیست. میتونه خاکستری باشه. وقتی این نکته رو مد نظر داشته باشیم که تاثیر «فضای مجازی» باینری نیست؛ در نتیجه طرز تفکر ما نسبت به این موضوع نباید «فیلتر شده» باشه. به این معنا که خوبی ها و یا سمت دیگه یعنی بدی های این موضوع رو نادیده بگیریم.

با این رویکرد میریم یه بررسی کلی می کنیم که نرم افزار هایی مثل اینستاگرام، فیسبوک و یا توییتر چه خوبی هایی دارند و چه نکات بدی توشون نهفته است که باید در نظر بگیریم و برای مقابله با اون تاثیرات منفی برنامه ریزی بکنیم.

نکات مثبت

۱. شبکه سازی و توسعه روابط اجتماعی

یکی از مهم ترین مزایای فضای مجازی برای خیلی از ما اینه که بتونیم با دوستان در ارتباط باشیم. اما نه از نوع ارتباط مستقیمی که در نرم افزارهای پیام رسان داریم. بلکه نوعی ارتباط کنش و واکنشی که اتفاقا اساس کارکرد خیلی از فضاهای مجازی مثل اینستاگرام؛ فیسبوک و توییتر هست.

به عنوان مثال ما در اینستاگرام ابتدا آشناهای خودمون رو دنبال می کنیم و کم کم با افراد دیگه آشنا میشیم ولی عمدتا روابطی که در فضای مجازی ایجاد میشه توسعه داده نمیشه و خیلی سطحی میمونه.

Social media gives the illusion of providing real relationships, but without the real life benefits: the feeling of being known and understood; the joy of laughing together; the comfort of being held by a friend when you’re suffering.

منبع: Salt.london

اما قاعدا دوستی هایی که پایه و اساسش در دنیای واقعی بوده و بعدا در فضاهای مجازی هم همدیگرو پیدا کردیم قویتر میشه. اینا رو بر اساس مشاهداتی که طی چند سالی که تو این فضاها بودم گفتم و قاعدتا با روش علمی بدست نیومدن! اما سراغ داده های علمی معتبر هم میریم!

۲. در «جریان اطلاعات» جدید قرارگرفتن

برای خیلی از ما که در حوزه های تکنولوژی کار می کنیم بسیار اهمیت داره که بتونیم از جدیدترین اخبار و اطلاعات خبر دار بشیم و Social Medial رو جای راحت و راه درستی می بینیم برای دسترسی به این هدفمون.

به عنوان مثال صفحات شرکت های مورد علاقمون یا استارتاپ ها رو دنبال می کنیم و تا در جریان اتفاقات اخیری که توشون میفته قراربگیریم.

بعضی وقت ها هم این اطلاعات میتونه دوره های آموزشی، کد های تخفیف و چیز های زیاد دیگه باشه. من خودم به عنوان یه برنامه نویس بعضی از افراد فعال حوزه ی خودم رو شناسایی کرده بودم و دنبالشون میکردم. پروژه هایی که کار میکردن، نمونه کارهاشون و چالش هایی که روزانه برمیخوردن و به اشتراک میگذاشتن.

۳. بازاریابی کسب و کار

اینستاگرام یکی از جاهاییه که یه استارتاپ میتونه کارش رو در فضای مجازی گسترش بده و جامعه ی هدف رو جذب کنه. من هم یکی از دلایلی که ازش استفاده می کردم همین بود. معمولا یه قسمت از مطالبی که تو وب سایتم پست می کردم یا ویدیو های یوتیوبم رو تو صفحه اینستاگرامم میگزاشتم با این هدف که بتونم دنبال کننده ی بیشتری جذب بکنم.

شاید برای شما و کسب و کارتون هم، حضور در فضای مجازی و تبلیغات و نشون دادن برندتون اهمیت داره؛ بی شک نباید این فرصت مناسب رو از دست بدین اما پیشنهاد من اینه که به مخاطبتون فکر کنید و سعی کنید محتواتون تبلیغات مستفیم نباشه و در عین حال تاثیر گزاری مناسبی داشته باشه.

نکات منفی

۱. زمان بر و اعتیاد آور

اعتیادآور بودن استفاده از فضای مجازی جای هیچ شکی ندارد، از حقله ی بی نهایت پست هایی که برای شما لود می شود و وقتتان را صرف خود می کند گرفته تا نظام لایک و فالو که با دوپامین ارتباط مستقیم دارد.

همه و همه ی این رویکرد های برنامه ریزی شده توسط شرکت هایی مثل فیسبوک که یکی از بزرگترین غول های نرم افزاری جهان به شمار می رود؛ به صورتی پیاده سازی شده که اصطلاحا User-friendly یا کاربر پسند باشد.

آنها تیم هایی متخصص برای طراحی (UI (User Interface یا همان ظاهر نرم افزار هایشان دارند همچنین افرادی متخصص در زمینه ی UX یا همان تجربه کاربری که تمام سعیشان این است که شما هیچ مشکلی با استفاده از نرم افزار نداشته باشید و… .

با وجود همه ی تلاش هایی که آنها برای داشتن کاربر های فعال بیشتر می کنند این شمایید که باید تصمیم بگیرید چه مقدار وقت و انرژی خودتان را روزانه صرف آن کنید.

متاسفانه معمولا ما از انجام این ارزیابی برای خودمان غفلت می کنیم.

you want to return and it’s difficult to leave. And that’s exactly how they designed it

ترجمه: شما میخواهید برگردید (از برنامه خارج بشید)، اما سخته. و این دقیقا شکلیه که برنامه براش طراحی شده. (یعنی شما رو نگه میداره!)

منبع: وب سایت Salt.landon

۲. ایده آلیسم و دپرس کنندگی!

آدم ها در فضای مجازی سعی میکنن بهترین خودشون رو نشون بدن. فقط از بهترین جاهایی که میرن و بهترین لباساشون و شاید بهترین و لوکس ترین ماشین هایی که سوارمیشن عکس میگرن. معمولا فقط از لحظات خوشیشون عکس میگیرن و ما از درون یه پنجره ی فیلتر شده داریم زندگی آدم ها رو نظاره می کنیم!

اتفاقای که میفته اینه که ما به عنوان یه آدم که یه تصویر کامل تری از زندگی خودمون نسبت به تصویر فیلتر شده ی دیگران داریم تو ذهنمون دايم یه سری مقایسه ی نابجا انجام میدیم. از تعداد لایک و فالور های فلانی گرفته تا اندام و پوشش شیک و غذاهای لاکشری ای که میخوره و پست میکنه.

در نتیجه ی همه ی این اتفاقاتی که میفته ما آدم ها خودمون رو دستی دستی تو یه حلقه ی بینهایتی از مقایسه ها و تفکرات ایده آلیستی میندازیم!

۳. مصرف گرایی

مصرف گرایی فیزیکی به معنای خرید محصولات یا خدماتی که تبلیغ میشه که باعث میشه چیز هایی داشته باشیم که برامون ارزشی ایجاد نمیکنن و مصرف گرایی دیجیتالی به معنای مشاهده ی کلی محتواست که ما رو یه مصرف گرا میکنه و باعث میشه ما قدرت تولید محتوامون کمتر بشه که یکی از دلایلش هم ایدهآلیسم هست که قبلا در موردش نوشتم.

این مصرف گرایی بعلاوه؛ شکیبایی و حوصله ی ما رو هم کمتر میکنه. کم کم عادت کردیم به محتوای کوتاه و این یکی از آسیب های رسانه های دیجیتال بود. دیگه آدم ها خیلی کم حوصله دارند یه فیلم یک ساعت و نیمی رو ببینند یا یک کتاب هزار صفحه ای رو تموم کنند.

۴. فیک نیوز ها و اخبار در فضای مجازی

توییتر و اینستاگرام پره از اخبار فیک، شایعات و پیام هایی که ذهن ما رو به خودش مشغول میکنه. در واقع یه جورایی کنترل ورودی ذهنمون رو داریم میدیم به دست بیشمار عکس و خبر و در کل پیامی که خیلی وقتا منبع درست درمونی نداره. آدم های پشت نقاب هایی قرار دارند (از جمله خود ما). هدف از گفتن این مساله به هیچ وجه این نیست که بگیم کلا نباید از این فضاهای مجازی استفاده نکنیم! نه! بلکه استفادمون رو بهینه و با یک طرز فکر روشن تر پیش ببریم.

اگر قرار باشه به همه ی اخبار روز جهان دسترسی باشیم باید ببینیم به چه قیمتی و اینکه این اطلاعات چه ارزشی برای ما ایجاد میکنه در مقابل حجم گسترده ی اطلاعاتی که داریم وارد ناخودآگاهمون میکنیم چه نیاز هایی رفع میشه؟ وقتی به این نکات توجه کنیم میتونیم بهتر تصمیم بگیریم و عاقلانه تر عمل کنیم.

داستان من و فضای مجازی

برای من به شخصه، حجم زیادی از اطلاعات و تبلیغات وجود داشت. قاعدتا اینستاگرام الگوریتم خودش رو طوری طراحی میکنه که کاربران زمان بیشتری ازش استفاده کنند.

و این دقیقا عکس چیزی بود که من میخواستم. من دنبال راهکاری برای کاهش زمانی که در اینستاگرام سپری می کردم بودم.

به نظرم این به نفع کسی که میخواد کار های لیست خودش رو انجام بده و روز اصطلاحا Productive تری داشته باشه نیست.

حجم زیادی از اطلاعات که وارد ذهنمون میشن؛ خیلی هاشون اخبار؛ مقداری شایعه و کلی عکس سلفی و غذا و آدمایی که میخوان بگن همه چی برای من یکی چقدر خوب و آرومه یا عده ای که ناراضیند و میخوان ناله کنند و گوشی میخوان برای شنیدن یا صدایی برای همراه شدن.

اینستاگرام بر اساس سلیقه ی شما (بر اساس اطلاعاتی که از فعالیت های شما استخراج می کنه (داده کاوی و انالیز داده) ) پست هایی رو به شما نشون میده؛ برای من بیشتر پست ها در مورد برنامه نویسیه اما…. در مورد برنامه نویسی و #web_development اگر سرچ کنید پره از آدمایی که از ستاپ آفیسشون یا عکسشون کنار استخر و کد های لاکچری و کار تو محیط کافه و… میزارن.

عملا اطلاعات مفیدی که از این دسته بندی از اطلاعات در میاد بسیار کمتر از حجم نامناسب (بر اساس معیار های خودم) اطلاعاتیه که پیشنهاد میشه.

تصمیم گرفتم دیگه تو فضای مجازی فعالیت نکنم!

تصمیم سختی بود؛ اوایل با این وجود که از روی گوشیم حذف کرده بودم هی روی سیستم بالا میاوردم؛ دایرک رو چک میکردم (معمولا پیامی جدیدی نبود 🙂 ) پیچ دوستان و دنبال شوندگان مورد علاقم رو چک میکردم و کلی سرچ میکردم توی Explore …

اما حس لایک شدن یا دوست داشته شدن به عنوان یک نیاز در اینستاگرام هدف قرارداده شده و از این طریق عملا ما آدم ها رو به سمت استفادش سوق میدن. شرطی شدن؛ احساس خوب مورد تایید قرار گرفتن و دوپامین این وسط نقش مهمی ایفا می کنند.

راهکاری هایی برای استفاده مفید از فضای مجازی

در زمان حال زندگی کنید

یه جمله ی لاتین هست که میگه Carpe diem یعنی دم را غنیمت بشمرید. در لحظه زندگی کردن باعث میشه در گذشته یا آینده غرق نشیم و از لحظه حال لذت ببریم. برای لذت بردن از زندگی، هوشیاری و بودن در زمان حال ضروریه. اوکیه یه عکس از طلوع خورشید بگیریم و براش یه مقدار وقت بزاریم و با بقیه به اشتراکش بزاریم اما اگر اون عکس لذت دیدن خود خورشید و اون صحنه ی زیبا رو از ما بگیره دیگه شاید ارزشش رو نداره.

فراموش نکنیم که عکس هایی که تو دنیای دیجیتال هستند فقط یه نمایی از واقعیت رو به ما میدن و نه همه اش رو. چه تجربه هایی رو که ما از دست میدیم به واسطه ی غفلت از حال و به امید آینده ای که نیامده.

بقول شاعر:

از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن فردا که نیامده ست فریاد مکن

برنامده و گذشته بنیاد مکن حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

مدام مقایسه نکنید

وقتی دائم خودمون رو با بقیه مقایسه می کنیم احساس ناخرسندی می کنیم. در دراز مدت با بیشتر و بیشتر شدن این نارضایتی درونی، دچار شناختی «فیلتر ذهنی» میشیم و همچنین خود کم بینی به لیست اشتباهاتمون اضافه میشه.

به جای مقایسه کردن با افراد قویتر لینک بشیم و به جای حسودی کردن سعی کنیم خودمون رو قوی تر کنیم. همیشه بالاتر از هست و هیچ وقت نمیتونم به رضایت کامل و کمال مطلق برسیم. پس چرا انقدر خودمون رو با مقایسه کردن با شرایط افراد دیگه اذیت کنیم؟

جدای از اینکه لزوما هرکسی در فضای مجازی جلوه ی خوبی از خود و زندگی خودش نشون میده لزوما اینطور نیست و اگر هم باشه آدم ها در شرایط متفاوتی زندگی میکنند.

با درک این مسائل و یادآوری همیشگی به خودمون می تونیم از افسردگی و خطاهای شناختی ای که در فضای مجازی رخ میدن جلوگیری کنیم.

علاقه مندی های سودمند را دنبال کنید

خیلی وقت ها فضای مجازی برای ما (اشاره به Customized content) پر میشه از تصورات خیلی خفن و لاکشری که به شدت رضایت ما رو از زندگیمون به چالش میکشه، آدم هایی که روی قله های مثلا موفقیت ایستادن و ژست خوشبختی گرفته ان.

در این بین باید افرادی که به سلایق و علایق ما همخوانی دارند و ارزش های نسبتا متناسبی با ما دارند رو دنبال کنیم.

با خود قرار بگزارید

با خودتان قراری بگزارید که چه وقت هایی و به چه مدت حق دارید از نرم افزار هایی مثل اینستاگرام استفاده کنید. اینطوری هر وقت احساس خستگی یا بی حوصلگی کردین کارتون رو رها نمی کنید برید توی چاله بی سر و ته اینستاگرام بگردین.

این باعث میشه هم نظم بیشتری داشته باشین و هم کنترل بیشتری روی زندگی خودمون داشته باشیم. چیزی که فضای مجازی دقیقا سعی داره از ما بگیره!

درباره مدیریت زمان استفاده از فضای مجازی این مقاله ام رو بهتون پیشنهاد می کنم. در این مقاله یه سری نرم افزار برای مدیریت زمان استفاده از گوشیتون معرفی کردم.

نقد کنید، نظر بدین و به اشتراک بگذارید
برای حمایت از آموزش های رایگان اینجا کلیک کنید.
موفق و سالم باشید

زندگی؛ کرونا؛ قرنطینه و یک عدد برنامه نویس

یکمی درباره ی زندگی در زمان ویروس کرونا و قرنطینه

زندگی نزیسته؛ چیستی و چگونگی گزاره ی زندگی کردن

مقدمه

زندگی نزیسته یعنی زمانی که ما در حال به صورت آگاهانه و برای خویشتن سپری نکرده ایم. این تعریف خودم از «زندگی نزیسته» است هرچند فکر می کنم چندان نیازی به ارائه ی یک تعریف دقیق برای یک همچنین موضوعی که بشدت نسبی است مثل خیلی چیز های دیگر ضروری نیست.

فکر میکنم بسیار زیاد است همچنین زمان هایی. زمان هایی که مرده اند مثل همین حالا. کلا شاد بودنُ لبخند زدن و دوست داشتن و این جور چیز ها نمیگم بدن نه وا؛ خیلی هم خوبن و هم نیاز هستند و هم بر طبق معتقدات ما (یا به تعبیری من) هستند اما زندگی کردن را و شیوه ی درست زندگی کردن را باید بیاموزیم.

اما چگونه و از چه کسی؟

بهتر است بپرسیم از چه کسانی چون با یک عده سر و کار داریم. شاید تعدادشان زیاد نباشد اما اگر جمعشان جمع باشد زندگی زیسته فراهم می شود. اما قبل از اینکه در مورد آموزگاران زندگی حرف بزنیم بزارید اول یه مقدار بیشتر پیرامون مفهوم زندگی کردن و زیستن زندگی صحبت کنیم.

وقتی میگویم زندگی زیسته که بر خلاف عبارت «زندگی نزیسته است» منظورم لزوما یک زندگی ایده آل یا کامیابانه (سعی کردم یه کلمه از خودم دربیارم) از دیدگاه متعارف جامعه ی اطراف نیست. اما خیلی وقت ها مثل الان به این مسئله فکر میکنم که چه چیزی انسان را به خوشبختی نزدیکتر می کند.

خیلی وقت ها به این نتیجه میرسم که خوشبختی بیشتر یک احساس ه تا یک حالت انجامیده ی زندگی انسانی. شاید در یک لحظه ی خاص؛ با یک فرد خاص یا در هوا و یا زمان و مکان خاصی احساس خوشبختی بکنیم اما پایداری این احساس بعلاوه ی هوشیاری نسبی چیزیه که من لازمه ی زندگی کردن میدونم. همونطور که اول این نوشته گفتم زندگی کردن چند لازمه دارد.

Carpe Diem یه جمله ی لاتینه که تقریبا معنیش میشه یه چیزی تو مایه های در لحظه زندگی کن یا دم را غنیمت بشمر اینم بگم که این جمله رو از کتاب انجمن شاعران مرده کاری از اچ ان کلاین بام یادمه. کتاب جالبی بود. خب این جمله یکی دیگه از پایه های مهم معنای زندگی زیسته یا معنی زندگی کردنه.

زندگی کردن رو من فکر میکنم وقتی ما میتونیم به صورت متفاوت و عالی تجربه کنیم که متوجه این مهم باشیم که انسان موجودی است پیچیده. اگر به پیچیدگی ساختار خود و بزرگتر از آن جامعه انسانی پیرامون واقف نباشیم بنظرم محال است که بتوانیم به یک زندگی سطح بالاتر دستیابیم. باید بتوانیم درک کنیم که این جسم و ماده و متریال فقط یک ظرف است برای یک روح.

حالا اگر نیاز باشد به تعریف روح بپردازیم من خودم را از ادامه ی نوشتن ناتوان می بینم. چون اطلاعات زیادی در این مورد ندارم. اما اگر اطلاعات زیادی در این باره ندارم چگونه آن را به عنوان یک مهم پذیرفته ام؟! پرسش جالبی است که برای پاسخ دادن به آن باید در میان عقایدم کنکاشی بکنم و این مقداری طول میکشد. اما برای اینکه از این پرسش دست خالی بیرون نرویم بگذارید بگوییم که پیش فرض ها و پروتوتایپ هایی وجود دارد. الگوهای ذهنی ای هستند و من در میان مجموعه ی نامتنهای از چیز هایی که سر و تهشان را نمی بینم دارم نفس می کشم. پس زیاد با اطمینان نمی شود پاسخی را داد.خوب است. این خودش یک پیشرفت است. فهمیدن جهالتمان و اینکه هر چقدر هم که اصطلاحا خرخوان باشیم و زرت زرت کتاب قورت دهیم نهایتا ممکن است در پاسخ به یک سوال اساسی به نظر ساده کم بیاوریم یا اینکه از روی غرور چرت و پرت به هم ببافیم و بادی به غب غب بیندازیم که از این آدم مغرور و خودخواه هیچ بعید نیست.

اگر بخواهم به بحثمان پیرامون زندگی بسط بدهم؛ بایستی مقداری نگاهی به عقب و جلو بیندازم و ترسم از آن است که زیادی طفره بروم و شما را از اصل قضیه غافل کنم. اما باکی نیست…

آموزگاران زندگی:

  • خودِ تربیت شده.
  • کتاب های خوبِ خوب خوانده شده.
  • دوست های خوبی که بشود کنارشان نشست و به دور دست ها نگاه کرد و دقایق زیادی سکوت کرد. کسانی که سکوت را بفهمند و ارزش بنهند.
  • روش و چارچوبی برای زندگی: باید جامع و قابل اتکا باشد.

 

در مورد زندگی نزیسته و چگونه زیستن بعدا در مطلبی دیگر بیشتر مینویسم.

زندگی کنید…

چیستی «انسانِ» پیچیده و ارتباط آن با ماهیت برنامه نویسی

چیستی انسان پیچیده و ارتباط آن با ماهیت برنامه نویسی

انسان ها احتمالا یکی از پیچیده ترین موجودات این عالم هستند. چرا که موجودیتشان شامل بسیاری چیز ها و عناصر مختلفی می شود و ویژگی های بسیار دارند. از تک تک اتم های بدنشان گرفته تا افکار، رفتار، موجودیت های فیزیکیشان در دنیا، روابطشان، وابستگی هایشان، تک تک واژگان و حرف هایی که می زنند، امید ها، آرزو ها، حسرت ها، تجارب، احساساتشان، دارایی ها ندارایی هایشان و کلی چیز های دیگر که از شمارش خارج است؛ یا به گونه ای من اینطور فکر می کنم.

چیستی انسان پیچیده با ماهیت برنامه نویسی: انسان موجود عجیبی است. در کل یک موجود است با یک سری Entity و مشخصه که به تعداد خیلی زیادی Fork شده است. انگاری یک کلاس خیلی بزرگ که Clone شده باشد و انقدر بزرگ است که برای پردازش هر «انسان» نیاز به ابر رایانه ها و البته پردازش عمیق است.

در کل اگر نگاه شیئ گرایانه داشته باشید و یک برنامه نویس حرفه ای و کار کشته باشید، میدانید چه می گویم. کلا بنظر من شیء گرایی به ما در ترسیم یک جهان کمک می کند. فرض کنید یک انسان یک کلاس است با ویژگی های مختلف به عنوان متغیر، چیز هایی هم به عنوان ثابت، مانند تاریخ تولد و…، یک سری متد یا فانکشن؛ به عنوان مثال راه رفتن، غذا خوردن، نوشتن و… .

اولین بار که این نگاه را به دنیا داشتم در هنرستان بود. درس Adobe Flash ، یک چیزی داشت عین یک Object. هر شیء میتونست جدا گانه کار بکنه. تصور بکنید یک ماشین که خودش یک شیء است و کلی شیء زیر مجموعه داره. مثل لامپ، لاستیک، فرمان و… . این دنیای Object Oriented دنیای بسیار زیبایی است و نگاه جالبی رو به نسبت جهان به ما میده.

جالب اینکه مبحثی وجود داره به اسم وراثت یا Inheritance که در برنامه نویسی شیء گرا بسیار کاربرد داره. در این مواقع ما از موجودیت ها و متد های یک کلاس میتوانیم به کلاس های فرزند هم بدهیم یعنی عملا بحث توارث مطرح است.

یکی از چیز هایی که برنامه نویسی به ما می آموزد «منطق» است. برنامه نویسی صبحت کردن با یک سیستم با قابلیت برنامه ریزی است. ما به سیستم می گوییم چه کار بکند. البته در مباحث هوش مصنوعی چیز های بسیار پیچیده تر می شوند. کامپیوتر بشدت منطقی است. یعنی اگر شما به سیستم خود دستور بدهید خاموش شو، بدون اینکه در نظر بگیرد شوخی کرده اید یا نه اطاعت امر می کند.

جالب است نه؟! (بیشتر…)

حکایت یک شکست ، یک تجربه

حکایت سه نفری که یک تیم را راه انداختند و اینکه چه شد که کسب و کارشان ول شد! آره ول شد!!

اوضاع نامناسب ایران / وعده های دروغین دولت به اهل سنت

اوضاع نامناسب ایران / وعده های دروغین دولت به اهل سنت

اوضاع نامناسب ایران عزیز

همانطور که می دانید ایران این روزها کشوی شده است منزوی و دور افتاده از لحاظ سیاسی و مسال بین المللی که با بی تدبیری مسئولین روز به روز بیشتر در باطلاق چپاول و ستم و تبعیض و مشکلات اقتصادی غرق می شود و سرآخر مسئولین توپ را در زمین مردم می اندازند و می گویند مردم باید مقاومت کنند؛ این جنگ ما با غرب است!!!

کشورمان متاسفانه سالهاست غرق در یکسری مسائل نامناسب از جمله مشکلات اقتصادی، نظام نامناسب آموزشی، مشکلات رفاهی و… است. بدیهی است خود این مسائل را در زندگی شخصی خود حس کرده اید. سالها پیش سیل گسترده از مردم علاقه مند به اصلاحات به آقای روحانی رای دادن که شاید سایه فقر و بدبختی مشکلات فلاکت بار دیگر به واسطه ی موجی که نام اصلاح طلبان را یدک می کشند سایه اش را از روی این سرزمین کهن و پر افتخار بردارد.

مردم دیگر امیدشان به اصلاحات از بین رفته است!!

در این میان خیلی از مسئولین حرفشان این است که ای کسانی که معترضید (که البته ای کاش با همین لحن ملایم با آن ها صحبت می کردند) این ها همه توهم  و کار دشمن است و شما نباید فریب بخورید!!

دلار شده است 9000 و  10000 تومان کار دشمن است، مردم هم نباید فریب بخورند؟! کجای کارید؟ آیا سفره های کارگران را در حرف هایی که می زنید لحاظ کرده اید. یا آن بیوه زنی که دو فرزندش را به کوله زده در سطل های زباله به دنبال نیاز های اولیه اش یعنی خوراک و پوشاک است. یا آن معلمی که باید راننده تاکسی باشد تا نیمه شب کار کند که بتواند خرج های حداقلی خود و خانواده اش را در بیاورد!!!

 

خواسته های اهل سنت

متاسفانه از بعد از انقلاب، انواع  تبعیض های قومیتی، مذهبی رو در کشورمون شاهد بودیم. نمونه اش هم جامعه ی اهل سنت که حتی یک وزیر یا رئیس جمهور اهل سنت در طول این سالیان سال نداشتیم و این اجازه را نمی دهند. از لحاظ آزادی عقیده هم که وضع بسیار وخیم است.

هر کسی را که عقیده ای بر خلاف عقاید نظام حاکم داشته باشد به او بها نمی دهند و گویی او اصلا ایرانی نیست و با برچسب هایی مانند وهابیت و… ما را از صحنه می رانند. اهل سنت ایران در تهران، پایتخت این کشور حتی مجوز ساخت یک مسجد برای برگذاری نماز ادای نماز حتی با بودجه خود اهل سنت هم نمی دهند.

حال آنکه در کشور به اصطلاح صهیونیست اسرائیل که دولت تشویق می کند به «مرگ بر اسرائیل» گفتن، برای مسلمانان که حدود 16.5 درصد از کل جمعیت هستند مساجدی وجود دارد و مسلمانان می توانند نماز های خود را اقامه کنند.

اهل سنت سیستان بلوچستان را شما نگاهی بندازید. آیا واقعا حق چنین ملت غیوری این است؟ آیا بعد از چهل سال از گذشت انقلاب هنوز ملت ما باید دنبال آب باشند؟ هنوز زیر چهار دیواری درس بخوانند! و زیر کپر زندگی کنند.

از این ها که بگذریم اهل سنت ایران حتی یک تلوزیون و یا رادیو (رسانه) ندارند. گویی اصلا حق این را ندارند که یک رسانه ی آزاد داشته باشند و جالب اینکه وقتی اهل سنت در خارج از کشور شبکه هایی را راه اندازی کرده و به تبلیغ عقاید خود می پردازند به آنها صفت هایی می دهند از جمله وهابی، تکفیری، داعشی و…

مولانا عبدالحمید حفظه الله بار ها در یکی از سخنرانی هایش گفتند: «با توجه به اینکه مردم سیستان‌وبلوچستان با مشکل «فقر» و «بیکاری» دست‌وپنجه نرم می‌کنند، از مسئولین انتظار داریم که مرزها را باز کنند تا مردم به کسب‌وکار بپردازند.» منبع

لذا بعد از گذشت سالیان سال و صبر و صبوری علمای اهل سنت ایران، هنوز نظام حاظر نیست به خواسته ی اصلی اهل سنت که کاملا واضح و مشخص هستند و طبعا حق و حقوق هر ملتی است برخوردار شوند.

#iguru_soc_icon_wrap_638728a510ccd a{ background: transparent; }#iguru_soc_icon_wrap_638728a510ccd a:hover{ background: transparent; border-color: #00bda6; }#iguru_soc_icon_wrap_638728a510ccd a{ color: #acacae; }#iguru_soc_icon_wrap_638728a510ccd a:hover{ color: #ffffff; }