در کانال یوتیوب من سابسکرایب کنید و آموزش های جدید رو رایگان ببینید تماشای کانال

مطالعه

به دنیای کتابخونی خوش اومدی


هر آدمی با هر سلیقه و تخصصی باید کتاب بخونه. این نظر منه. برای همینم اینجا رو راه انداختم که بتونم برای شما تیکه هایی جالب و مفید از کتاب های مختلف که دارم میخونم رو براتون بزارم.

آدورنو مینویسد وقتی آخرین رد و نشان عواطف از تفکر ما بیرون رانده می شود، چیزی باقی نمی ماند که درباره اش فکر کنیم، و این ایده که عقل می تواند «از زوال عواطف» سود ببرد، کاملا اشتباه است.

یکی از مقاصد محوری فلسفه نیچه چیزی است که آن را ارزیابی مجدد همه ارزش‌ها می‌داند این کار کوششی است برای زیر سوال بردن همه شیوه های مرسوم ما در فکر کردن راجع به اخلاق و معنی ها و هدف های زندگی.

به عقیده فوئر باخ، انسان ها شکل تجسم یافته یا بیرونی شده روحی مطلق نیستند، بلکه قضیه برعکس است: ما ایده یک روح بزرگ، یک خدا، را بر اساس اشتیاق ها و تمایلاتمان آفریده ایم.

ولتر نمی گفت که هیچ حقیقت مطلقی وجود ندارد، بلکه می گفت هیچ راهی برای رسیدن به آنها نمی دید. به این دلیل فکر می‌کرد شک تنها موضع منطقی است.

تجربه گرایان قائل به این هستند که معرفت از تجربه ناشی می شود. در حالی که عقل گرایان ادعا می کردند که تنها از راه تحمل عقلی می توان معرفت کسب کرد.

لاک مخالف این نظر بود که انسان ها صاحب نوعی معرفت فطری هستند. او طرف این نظر را می‌گیرد که ذهن هنگام‌ تولد لوحی نانوشته، تابلوی سفید یا صفحه کاغذی نو است که تجربه روی آن می نویسد.

بنا بر نظر اسپینوزا همه اشیاء، چه حیوانی، و چه نباتی یا جمادی، ذهنیت دارند. هم جسم ها و هم ذهنیت های آن ها پاره ای از خدا هستند. و خدا بزرگتر از همه صفات جسمانی و ذهنی جهان است. در نظر اسپینوزا، خدا «جوهری» است که در بنیان واقعیت قرار دارد.

شلر معتقد است عشق است که چیز ها را بر تجربه ما ظاهر می کند و معرفت را ممکن می سازد.

بنابر نظر مارکس تنها راه حل این است که همه وسایل و تجهیزات تولید اقتصادی (از جمله زمین مواد خام ابزارهای کار و کارخانه‌ها) به مالکیت عمومی در بیاید تا هر یک که از اعضای جامعه بتواند بر طبق توانایی‌های خود کار کند و مطابق نیازهای خود مصرف کنند و این تنها راهی است که مانع از آن می شود ثروتمندان با خرج فقرا زندگی کنند.

هر انسانی حد و مرز های میدان دید خود را حد و مرز های جهان می انگارد.

و جایی که به خطا می رویم در قضاوت هایی است که راجع به ادراکات مان می کنیم. برای مثال اگر پارویی تا نیمه در آب فرو رفته باشد در نظر من خمیده می آید و واقعاً خمیده است. جایی که خطا می کنم آنجاست که فکر می کنم پارو فقط در ظاهر خمیده به نظر می‌رسد. ولی چه اتفاقی می‌افتد اگر دست به داخل آب ببرم و پارو را حس کنم؟ قطعات آن را راست حس می کنم و چون پارو نمی تواند در آن واحد هم راست باشد و هم خمیده باید در واقع دو پارو وجود داشته باشد: یکی که میبینم و یکی که حس می کنم. اما چیزی که برای بارکلی حتی بحث انگیز تر است این است که دو فرد متفاوتی که همان پارو را می بینند در واقع باید دو پاروی مختلف ببینند چون هیچ پاروی «واقعی» واحد «آن بیرون» وجود ندارد که ادراک آنها با هم تلاقی کنند.

لاک اگر چه آموزه ایده های فطری را رد می کرد، ولی این را رد نمی کرد که انسان ها استعدادهای فطری نظیر قدرت ادراک و استدلال دارند.

تجربه گرایان کلاً قائل به این عقیده اند که همه معرفت انسان باید مستقیم یا غیرمستقیم از تجربه جهان برآید تجربه ای که تنها از راه استفاده از حواس مان به دست می آید.

دیدگاه اسپینوزا به «یگانه انگاری در جوهر» معروف است. این دیدگاه ادعا می کند که همه چیز ها در نهایت وجوهی از چیز واحدی هستند، برخلاف «دوگانه گرایی در جوهر» که ادعا می کند نهایتا دو نوع چیز در عالم وجود دارد. دوچیزی که عموما به «ذهن» و «ماده» تعریف شده اند.

تعدادی از فیلسوفان، از جمله برتراند راسل، پراگماتیسم را مورد انتقاد قرار داده اند، چون به زعم آنها پراگماتیسم، حقیقت جویی دیرپای فلسفه را حیلی راحت رها کرده است.

کمونیسم یک سیستم اعتقادی جدید بود که گروهی کوچک و نسبتاً نوپا از سوسیالیست‌های تندروی آلمانی آن را عرضه کرده بودند.

آزمایش های علمی در طی عصر روشنگری در نظر ولتر به راهی به دنیای بهتر منتهی می شد. این راه و روش مبتنی بر شواهد تجربی و کنجکاوی بدون خجالت بود.

بنابر نظر بارکلی، اشیا فقط وقتی وجود دارند که ادراک می شوند. هر چند درخت می تواند واژگون شود، چون درخت و بقیه جهان همیشه توسط خدا ادراک می شوند.

او استدلال می کند که کوچکترین شاهد و قرینه‌ تجربی ای وجود ندارد که دال بر این باشد که ذهن نوزاد هنگام تولد چیزی غیر از صفحه ای سفید است. توضیح خودم: منظور از او جان لاک هستش اینجا.

جان لاک به طور مرسوم در گروهی از فلاسفه جای داده می‌شود که به تجربه گرایان بریتانیایی معروف است.